خرید بک لینک
گاهی اوقات معانی تعریف شده جوابگوی روزگار کنونی و شرایط امروز نیست . همانطور که با کشف انیشتین و نظریه نسبیت او ، قبول مفاهیم گذشته قیزیک سخت و گاهی ناممکن گشته است .

سرعت تغییرات به گونه ای گردیده که در مواردی وحشت آور و وهم برانگیز شده است . دیگر نمیتوان به سراغ مو سفید یا کدخدا رفت !

ایده هایی که اگر هر روز به روزرسانی نشوند دیگر ایده به حساب نمی آیند . روزگار کنونی دست پخت انفجار جمعیتی است که در قرن بیستم دو بار به اندازه دوبرابر افزایش داشته است . این بدان معناست که انسایی خلق شده اند که اگر بخواهند فکر کنند و خلاقیتی نشان دهند حداقل چهار برابر سرعت را بالاتر برده اند .

تحلیلگران اقتصادی چهارچوب جدیدی پیدا کرده اند . دیگر کتابهای کاتلر یا مورفی جوابگوی تحلیل گرانی نیست که سرعت انتقال اطلاعات را باور کرده اند. فکر میکنم نظریه ها و تئوری هایی قابل قبول است که جوابگوی این حرکت های نو باشد .

با کمی کاوش در تئوری های قدیمی به سراغ مفهوم سرمایه رفتم . شاید از منظر چیدمان کلمه و جمله جالب باشد ولی با مقایسه ای کوتاه با روزگار کنونی بسیار عجیب و نامانوس به نظر می آیند .

نظریه مارکس بسیار زیباتر از بقیه است . مارکس در مفهوم کلاسیک سرمایه را بخشی از ارزش اضافی سرمایه داران میداند که صاحبان ابزارهای تولید هستند و از گردش کالا و پول در فرآیندهای تولید و مصرف آن را به دست می آورند .

نظر من در مورد سرمایه اینگونه است : " سرمایه میتواند ماهیتی باشد که در طی بازه زمانی مشخص ، افزایشی بیش از بالاترین بازده مرکب تضمینی را جذب کند "


برچسب: نویسنده: آروین موسوی تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 5:51

صفحه بندی