خرید بک لینک

کتاب تاریخ ریاضی،بعنوان مقدمه، چاپ ششم، 2006

سرویراستاربرتون...،

انتشارات مک گروهیل

صفحات 274 تا 278

1 دانش عربی به غرب...

دوعامل باعث تلاشی اتحّادمدیترانه ای شده بود. نخستین آن تداومِ نفوذورخنۀ قبایل ژرمن درامتدادرودهای راین ودانوب بود؛ دومی، برآمدنِ یگانگی دینی جهان عرب، باظهوراسلام. گسترش اسلام درطی صدسال تحقّق یافت - ازمرگ محمد در 632 تانبرد تور در732، هنگامیکه لشگریان عرب، پس ازنفوذ تاقلب فرانسه، پیشروی شان توسط چارلزمارتل (پدربزرگ شارلمانی) متوقف شد. شکست مسلمانان درتورباعث توقف پیشروی آنها بسوی شمال ورضایت دادن آنهابه تسلط برتمام اسپانیا گردید. درسال711 که مسلمانان طی آن درخاک اسپانیا فرود آمدند، دردروازه های قسطنطنیه چندان موفق نبودند. پایتخت امپراتوری بیزانس تاسدۀ پانزدهم دربرابریورش عرب ها مقاومت نمودواروپای غربی راازتهاجم مسلمانان ازطریق شبه جزیرۀ بالکان درامان نگهداشت. ولی بهرحال، درنتیجۀ پیروزی های عرب ها، سه تمدن کاملاً متمایز در گسترۀ دریائی مدیترانه سربرآوردند: بیزانس، اروپای لاتین، وتمدن اسلامی. هریک ازاین تمدن هابادرجات مختلف وارثان امپراتوری روم بودند.

عرب هاکه سواحل چنوبی وشرقی مدیترانه را تسخیرکرده بودند، هیچ چیزی که بتوان آنرا دانش وپژوهش نامید، باخودنیاوردند؛ علوم وفلسفه شان، مانندهنرهایشان، ازسرزمین هائی که تسخیرکرده بودندمی آمد. عرب های مشتاق جذب دیدگاه های نو، شروع به گردآوری نسخه های خطی کردندکه به تعدادکافی بازتولیدشده و درجنگ های منجربه فروپاشی امپراتوری روم ونیزبه دلیل نبودعلاقه به آموزه های عصرباستان درمیان مسیحیان، متروک مانده بودند. ازاین جهت مسلمانان بادیدگاه های ارسطو، اقلیدس، ارشمیدس، وبطلمیوس آشنائی پیدا کردند. آنهادست آوردنهائی حاصل ازترجمۀ استادانه به زبان خودراکه به درستی وامانت کامل و لازمۀ حفاظت ازدست آوردهای علمی یونان، انجام دادندبه اروپائیان عرضه نمودند. از سدۀ دهم م.، تقریباً تمام متون علوم وریاضیات یونانی راکه بایستی به مسیحیت غربی شناسانده می شدندبصورت کپی های عربی دردسترس آنهاقراردادند. متن کاملی از اصول اقلیدس بدست آمدوحدودسال 800م. ترجمه شد؛ وMegale Sintaxisبطلمیوس- که کتابی شاخص و تقریباً مقدس شناخته می شد- در827م. به زبان عربی باعنوان پذیرفته شدۀ المجست پدیدارشد. عرب ها به سرعت میراث گردآمده ازعصرباستان رابدست آورده و بسیاری کارهای یونانی را که به گونه ای برای لاتین دان های غرب مفقودشده وبازنیافتنی می نمود، حفظ کردند. بیش ازهرچیزدیگر، سهم قابل توجه وپویندۀ اسلام بودکه تداوم وپیشرفت علم ودانش راامکان پذیر ساخت.

با افزوده شدنِ دست آوردهای قابل ملاحظه ای ازایران وهندبه مبانی پُرباردانش یونانی، مسلمانان توانستندساختاری علمی وفلسفی بوجودآورندکه آنهاراتبدیل به دانش پژوهان بزرگ زمان خودنمود. بغداد، پایتخت جدیدالتّأسیس مسلمانان شرق اسلام، طی قرن هایکی ازبزرگترین مراکز آموزشی وپژوهشی کاملاً برترازهرشهردرقلمرومسیحیان بود. دربغداد یک کتابخانۀ عظیم، دانشگاهی(باعنوان خانۀ خرد) برای تدریس ویادگیری، وخانه ای از مترجمانِ قادربه تهیه نوشته هائی ازگذشتۀ باستانی وبرگرداندن آنهابه عربیِ دقیق ودرست وجودداشت. حدودسده های دهم ویازدهم م.، ریاضیات تقریباً منحصراً علمی عربی شناخته می شد، که algebra وعددنویسی عربی نشانگرآن هستند.

به هررو، دانشمندان اسلام آنچنان نقش پایه گذارنده نداشتند، ازآن جهت که آنهابیشترزمینه ساز باروری دست آوردهای ریاضی برآمده از ایرانیان وهندیان بودند. ریاضیات هندی مستقل ازنفوذریاضیات یونانی وبه گونه ای دیگربرپایه حساب وجبر نه مانندآنهابرپایه هندسه شکل گرفته بود. عددنویسی به اصطلاح عربی همراه با ارائه مفهوم مهم "صفر"که مهمترین نقطه نظرهای ریاضی را تشکیل می دهد، برگرفته ازشرق است. ارزش واهمیت این کارمهم (عددنویسی عربی) زمانی درک می شودکه بخواهیم چهارعمل اصلی جمع، تفریق، ضرب وتقسیم را باعددنویسی ناکارآمدرومی(I V X L…) انجام دهیم. ریاضی عربی نوآورمثلثات برای کاربردهای نجومی، بااستفاده ازنسبت هائی که امروزه آنهارا توابع مثلثاتی می نامیم- نه وترهای زاویه که پیش ازآن بطلمیوس وریاضیدانان اسکندریه بکارمی بردند- بود. (وترزاویه طول وتری است که دردایره ای باشعاع 60 واقع وناظربرزاویه مرکزی است.)

مسیرهائی که ازطریق آنهادانش های عربی به غرب آمد ازراه مدیترانۀ شرقی(جائی که صلیبیون مسیحی بیت المقدس رادر1099م. تسخیرنمودند)، نبود.، بلکه بیشترازراه اسپانیاو سیسیل این فرآیندمهم انجام شد. سنت علمی بعدهادرغرب اسلام علاوه برشرق اسلام نیز شکل گرفت. مورها (مسلمانان غربی از بخشی ازشمال آفریقابنام موریتانی) دراوایل سدۀ هفتم م. به اسپانیا وارد شدند و منابع ودست مایه های فرهنگی جهان مسلمان راباخودآوردند. کوردوبا، با600 مسجدو کتابخانه اش با 600000جلدکتاب، درمیانۀ این قرن بعنوان مرکزروشنفکری بخش غربی امپراتوری اسلام، همچون بغداددرشرق، طلوع کرد. نگاشته های علمیِ یونانی ازراه جهان اسلام به سوی غرب حرکت آغازکردودرسدۀ نهم م. به اسپانیارسید. براین پایه، درزمانی که آگاه ترین انسان هادراروپای مسیحی به زحمت درحال یادگیری خلاصه های دست دوم- گاهی درست وبیشترمواقع تحریف شده- کارهای یونانی بودند، دانشجویان درمدرسه های مورهای مسلمان درکوردوبا، تولدو، سویل، وگرانادا بادقت وتعصب ازنسخه های اصل آنها محافظت می کردند.

جنبشی که شارلمانی(امپراتورفرانسه) درآموزش وپرورش بوجودآورد، گرچه با گذشت زمان روبه ضعف می رفت، ولی برای حفظ تداوم علم ویادگیری دراروپاتااحیاءگسترده در سده های یازده ودوازده م. کافی بود. دوسده از1050 تا 1250م. دربردارندۀ شوروهیجان روشنفکری و تحرک اجتماعی قوی تری بود. جهان مسیحی مواجه باافزایش وتراکم جمعیت، مچهزشده به بنگاه های جدیدفئودالی، وباالهام ازتقابل های جنگ های صلیبی ازهمه سو مجبوربه توسعه وپیشرفت بود- ازسوی کوههای پیرنه مورهای اسپانیا، وازسوی دیگر امپراتوری بیزانس و فلسطین. برخلاف رُنسانس کارولینجین هاکه تصنعی وتحمیلی وازبالا به پائین بود، رُنسانس سده های یازده ودوازده خودجوش بودوباخودتغییرات عظیمی درشرایط مادی را به ارمغان آورد. شوروشوق برای یادگیری جایگزین رکودوسکون روشنفکری شد، بطوریکه اروپائیان شروع به بالابردن آگاهی هایشان نسبت به دانش میراث گذشتگان نمودند. نخستین مشکل برای دانش پژوه غربی این بودکه دریابددارندۀ دانش کجاست تاخودرابه آن رسانده وازآن بهره مند شود. این کاراغلب مخاطراطی باخودداشت وآن شامل سفرپُرمشقت به دوردست ها وجاهای خطرناک، وشایدهمراه بازیرپانهادن باورهای دینی بود. دریافت اینکه مسلمانان دارندۀ ذخیرۀ عظیمی ازدانش هستند، ازراه جنگ های صلیبی برای اروپائیان ممکن گردید، وبرای بهره بردن ازاین ذخیره علمی نوین، دانش پژوهان غربی عازم جاهائی شدندکه درآن تماس میان فرهنگ های مسیحی واسلامی نزدیک تروصمیمانه تربود.

مشهورترین نقطه برای تماس که ازراه آن منابع ونوشته های عربی به غرب لاتین راه یافت شبه جزیرۀ اسپانیابود. بابازشناسی تولدودر1085م. توسط مسیحیان، درهای اسپانیا به روی آنها گشوده شد. دانشجویان بسیاری ازغرب بااشتیاق تمام برای یادگیری علومی که به عربی در آمده بودند، به مراکزآموزشی مسلمانان دراسپانیا سرازیرشدند. همینکه دریافتندکه شاهکار های علمی باستانی تنها به زبان عربی دردسترس هستند، بسیاری ازدانش پژوهان متعصب غربی اقدام به دست یابی به آنها نموده وبرآن شدندآنهارابه لاتین ترجمه نمایند. (لازم به یادآوری است که لاتین تنها زبان منحصربفردبرای موضوعات فنی وروشنفکری درغرب بودکه این نقش راتاقرن هجدهم م. حفظ کرد.) علوم بازیافت شده به اضافۀ آنچه که خودمسلمانان نوآوری کرده بودند، به نقطۀ عطفی درتاریخ دانش وپژوهش اروپائیان تبدیل شد.

درتولدو مدرسه ای اصولی وبرنامه ریزی شده برای ترجمه ازعربیِ کتاب های علمی بوجود آمدکه تشنگان این علوم راازبسیاری ازسرزمین ها به سوی خودجلب وجذب می کرد. تولدوتنهامرکزتبادل علم و دانش مسلمانان ومسیحیان دراسپانیانبود. مناطق مختلفی مانند قلمرو نورمن ها درجنوب ایتالیاوسیسیل نیز، به دلیل روحیه آزادمنش خود، به بازارمکاره ای برای تبادل نوشته ها واندیشه ها تبدیل شده بودند. کارترجمه کاملاً غیرحرفه ای وپُرزحمت پیش می رفت. ابتدا بایستی متن عربی باقرائت خوانده، سپس به عبری یا زبان ولهجۀ رایج آن زمان اسپانیابرگردانده می شد؛ وسرانجام مترجمی مسیحی آنرابه لاتین ترجمه می کرد. این فرآیندترجمه، بویژه دراثرپیچیدگی رساله های علمی، کُندوهمراه با اشتباه وسوءتفاهم بود. ازسوی دیگر، لاتین قرون وسطی هنوزبه واژه ها واصطلاحات فنی مجهزنبود، بطوریکه معنی برخی ازآنهادرزبان عربی برای خودمترجم هاهم کاملاً شناخته ودرک نشده بود. به هرحال، ترجمه های لاتین، که ازواسطۀ دوزبان کاملاً متفاوت گذشته بود، حاصل بازنویسی کورکورانه وعاری ازدقت بود. بدترازهمه اینکه، ترجمه هائیکه درنهایت پُرازاشتباه به دانشجویان قرون وسطی می رسید، چندان شباهتی به اصل یونانی شان نداشتند.

مترجمان پیشگام، گِراردوآدلارد...

نیمۀ دوم سدۀ دوازدهم م. دوران استادانه ترین وبرجسته ترین کارِ این مترجمان پیشگام از عربی بود، گراردِکِرِمونا(1187-1114م.). اگرچه تمام تحصیلش درتمام هنرها را در ایتالیا به انجام رسانده بود، ولی بویژه علاقمندبه اخترشناسی بود. کارهای بطلمیوس دردسترس وی قرارنداشت، پس گراردرهسپارتولدوشدوزبان عربی راازآموزگاری بومی ومسیحی فراگرفت. وی درآنجابرگردان لاتینی ازکاربزرگ بطلمیوس دراخترشناسی یعنی اَلمَجست راتهیه و تدوین نمود- احتمالاً بااستفاده ازعددنویسی عربی... گراردتمام عمرخودراوقف ترجمۀ کارهای علمی ازعربی نمود، ومی گویندبیشترعلوم به زبان عربی بیش ازهرکس دیگری به توسط وی به اروپای غربی راه یافت. ترجمۀ کاملِ لاتینِ بیش از90 نوشتۀ عربی رابه وی نسبت داده اند، ازجمله مساحت دایره ازارشمیدس، مقاطع مخروطی ابلونیوس، وکارهای خوارزمی درجبر. (گفته می شدکه گرارداصول اقلیدس راترجمه کرده است ولی تا1901م. که کتاب های 10تا13 آن درکتابخانۀ واتیکان پیداشد، کسی ازآن اطلاع نداشت.) جهت گیری، هدف وقلمروکارهای ریاضی درقرون وسطی به میزان قابل توجهی برپایه این ترجمه ها بوده است.

مترجم پیشگام دیگرراهب انگلیسی آدلاردبَث(1150-1090م.) بود، که به دورونزدیک سفرها کرد- به اسپانیا، ایتالیای جنوبی، سیسیل، یونان، سوریه وفلسطین- درطلب علم ودانشی که از این وآن شنیده بود. آدلارد که خودرابه شکل یک طلبۀ مسلمان درآورده بود، درمجالس درس کوردوبا حاضرمی شد(حدودا1120م.) وازآموزه های استادان دراین شهربهره می گرفت. دراین شرایط موفق شد یک کپی عربی اصول اقلیدس راکه بعدهاآن را ترجمه کرد، بدست آورد. آدلاردازاین راه هندسۀ اسکندریه ای رابرای نحستین باربه غرب لاتین شناساند. حدود150 سال پس ازآدلارد، یوهانس کامپانوس ترجمۀ جدیدی ازآنراتهیه وعرضه نمود، که به دلیل کاملتر وواضح تر بودن جایگزین ترجمه های پیشین گردید؛ مفاهیم این نسخه تا حدی نسبت به نسخه های قبلی به اصل یونانی نزدیک تربود. همین نسخه مبنائی شدبرای نخستین نسخۀ چاپی اصول اقلیدس، که در1482 منتشرگردید. این کتاب چاپی اصول اقلیدس نخستین ومهمترین کتاب ریاضی بودکه به چاپ رسید. (ازآن پس کتاب های مؤلفان قدیم و جدیدروزبه روزبه چاپ می رسید، ولی به سبب نارسائی دستگاه های چاپ تصاویرمربوط به ریاضی درکتاب ها بسیاراندک وبیشترمواردبدون تصویربود.)

دراواخرسدۀ دوازدهم م.، ترجمه ازکارهای عربی بطورسیل آسا به اروپا سرازیرشد؛ ودر سدۀ سیزدهم، بسیاری کارهای یونانی نیزترجمه شده بود. ازهمۀ آنچه که ازمنابع عربی بدست آمد، فلسفۀ نئوارسطوئی، یعنی، کارهای علمیِ ارسطو که پیشتربه زبان لاتین دردسترس نبود، ارزشمندترین شان بشمارمی رفت. فیزیک، متافیزیک، ومنطق نوین(چهارکارپیشرفته در منطق) ترجمه شده وشروع به انتشاربه این سوی وآنسوی نموده بود. این نوشته ها دراصل مسبب تغییرجهت تمایلات علمی وفرهنگی به سوی فلسفه وعلوم متفکرانه گردید، که عالم الهی و اهل کلیسا، جان سالیسبوری(1180-1115م.) نسبت به آن به شدت مخالف وشاکی بود، چون به تاریخ وفن شاعری وی برای جوانان ترجیح داده می شد. در1210م.، آموزش ارسطودر دانشگاه پاریس ممنوع شد، واستادمتخلف رامشمول مجازات تکفیردانستند.

عربی باتبدیل شدن به زبان جدیدعلم، دراین دوران ازپرستیژواعتباربیشتری نسبت به یونانی برخورداربود. افزون براین، نوشته و گفتار عربی رایج ترازیونانی بود، بطوریکه بسیاری واژه و اصطلاح عربی به زبان لاتین غرب راه یافت. براین اساس، آنچه به وقوع می پیوست، ترجمه از علوم یونانیِ عربی به لاتین بود، نه اززبان اولیه یعنی یونانی. آنگاه که سیسیل به دست نورمن هاافتاد(پس از تسلط مسلمانان از902 تا1091م.)، زمینه ای برای بوجودآمدن تماس فراهم شد که ازآن طریق کلاسیک های یونانی اصل توانست راه خودرابه اروپابازکند. منطقه هنوز جمعیت عرب زبان قابل توجهی رادرخودحفظ کرده بودوروابط بازرگانی با قسطنطنیه هرگز قطع نشد، بنابراین شرایط بویژه برای تبادل افکارودیدگاههامیان دانشمندان عرب، یونانی و لاتین مساعدبود. ازاینرو، درسیسیل علاوه برترجمه ازعربی، برخی ازترجمه های اولیه مستقیماً از یونانی به لاتین نیزصورت گرفت. المجست بطلمیوس اول بارازیونانی به لاتین درسیسیل در1163م. انجام شد، چیزی حدود دوازده سال پیشترازبرگردان ازعربی به توسط گرارد کرمونا درتولدو. بدبختانه، این نسخۀ ترجمه ازیونانی انتشارورواج نیافت، وتا قرن پانزده م. فقط نسخۀ ترجمه از عربی دراروپا دردسترس بود.

این مترجمان پُرتلاش مزدوپاداشی اندک دریافت می کردندویابیشترمواردهیچگونه دستمزدی به آنهاداده نمی شدونیزبجزبرخی استثناء ازهیچگونه شهرت ومعروفیت نیزبرخوردار نبودند. تنهاانکیزه برای آنهادراین کارمهم وارزشمند عشق ودلبستگی به دانش راستین بوده است. بااین حال، کاری که این دانش پژوهان کم توقع به انجام رساندند، بس بزرگ وبسیار اثرگذاربود؛ آنها باافزودن گنجینه های ریاضی وپزشگی مسلمانان به کارهایشان، علوم وفلسفه را در مغرب زمین بازسازی نمودند. اروپا پیش ازآنها هیچگونه بهره ای ازاین تجربه های علمی وفلسفی نداشت؛ پیش ازکارعظیم این مترجمان گرانقدر، هرگزحتی کلمه ای هم از مجموعۀ علمی وریاضی فلاسفۀ یونانی وارسطوتاریاضیات مکتب اسکندریه وبطلمیوس ازاندیشۀ کهن، به لاتین ترجمه نشده بود. دردوران حکومت امپراتوری روم زبان یونانی وآموزش ویاد گیری آن، که بسیاری ازشاهکارهای دانش یونانی درقالب آن بجای مانده بود، به فراموشی سپرده شده بود، ونیزاهل علم عصر شارلمانی کارشان فقط حفظ وحراست ازکلاسیک های لاتین ومسیحی بود. نبودامکان به پرداختن به سرچشمۀ فرهنگ یونان به فقردانش واندیشه انجامیده بود. ولی درمیانۀ سدۀ سیزده م.، که تمام این میراث ارزشمند درزبان وفرهنگ مسلمانان بادقت ودلسوزانه حفظ شده بود، ازراه ترجمه های لاتین به اروپاراه یافت، ودانشمندان غرب یک باردیگربرمبانی منسجم اندیشۀ هلنی متمرکزشدند. درکمال تعجب، خوشبختانه افول دانش پژوهی وخلاقیت درمیان مسلمانان تاپیش ازبیداری روشنفکری غرب به وقوع نپیوست. درهنگامۀ حیات دوبارۀ دانش ودانش پژوهیِ درقرن پانزدهم م. دراروپا، اسلام تمام کارآئی ونیروی خودرادراین زمینه به مصرف رسانده بود. ولی دراین زمان اروپای غربی برآن شدتاهرآنچه راکه ازجهان اسلام درعلوم گوناگون بدست آورده ارج نهاده و تعالی بخشد.

دکتر عبدالله زرافشان

آذرماه 1396

تهران


برچسب: نویسنده: آروین موسوی تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 11:36

صفحه بندی