خرید بک لینک
فرهنگ, اقتصادی, ایران,
عقاید من برعکس متون و مقالات اقتصادی ساده و روان است . بسیار برایم اهمیت دارد خواننده در پایان به یک نتیجه برسد . هرگز سعی در نشان دادن راههای مختلف و معجزه گر ندارم . امیدوارم عقاید من به آنچه برای شما مفید است نزدیک باشد .
معتقدم تجربه های هر ملتی بسیار موثر است . معمولا احساس میشود تجربه خصلت خوبی است . امروز میخواهم اثبات کنم همانقدر که تجربه هایی بسیار مثبت و مهم است به همان میزان یا گاهی بسیار بیشتر تجربه هایی هست که ترسناک است .
اصل موضوع اینگونه است که فردی که از ابتدای تولد تا امروز تجربه بمباران نداشته باشد با صدایی شبیه بمباران مشکلی ندارد ولی کسی که بمباران را تجربه کرده است در زمان شنیدن صدای آژیر به سرعت عکس العمل نشان داده و به پناهگاه میرود . شما نمیتوانید آن کس را متقاعد کنید که این فقط یک هشدار است ، چون او تجربه این هشدار را دارد . نسلی که در دهه شصت سهمیه بندی و کوپن را تجربه کرده میداند نبود ارزاق روزمره چه بر سر مردم میآورد . ماجرای کمبود اقلامی همچون رب گوجه فرنگی ،پوشک ، خودرو ، مسکن و ... تصمیمی گروهی برای خرید است . در این گروه شما معدود افرادی را میبینید که از دهه ۷۰ یا ۸۰ باشند . حال که نگاه میکنید افراد مفلوکی را میبینید که از روی عادت به صفها میپیوندند و نه از روی تفکر . البته که نباید از عام مردم و البته افرادی کم سواد و ترسو انتظاری غیر از این داشت . بیایید کمی به اطرافیانمان دقت کنیم . انتظارشان از زندگی چیست ؟ آیا برای رفاه زندگی میکنند یا از روی عادت هر روزشان به یک گونه است . چطور از مردمی که رب گوجه ، پوشک ، خودرو و مسکن احتکار میکنند میتوان انتظار شعور و فهم اجتماعی داشت .
چندین بار در مطالب قبلی خود اعلام کردم به زودی تجربه قطعنامه ۵۹۸ تکرار خواهد شد . به شکل اتفاقی برای خرید ارز مسافرتی وارد صرافی معروفی که چند نسل قبلی آنها هم صراف بودند شدم . در آن دوران دلار آمریکا به رقم ۱۸۴۰۰ رسیده بود . تعداد زیادی فروشنده دلار خانگی نزد صراف آمده بودن تا ارز خود را به ریال تبدیل کنند . برایم بسیار جالب بود که صراف با علاقه زیاد حاضر به خرید دلار بود و با بی میلی حاضر به فروش دلار . معمولا عام مردم با یک نگاه به صراف احساس میکنند او خبرهایی دارد و البته استدلالی که اینگونه خرید میکند . بگذریم که مدتی طول نکشید که طبق گفته من قطعنامه ۵۹۸ دوباره تکرار شد و متاسفانه تعدادی جان خود را بابت سفته بازی بیهوده از دست دادند .
امروز که این متن را مینویسم قیمت دلار آمریکا به حدود ۹۹۰۰ تومان رسیده است و مقاومتی پیش بینی شده از طرف دلالان و البته دشمنان واقعی مردم آغاز گردیده . نمیخواهم به هیچ عنوان وارد بحث های سیاسی گردم .
لذت بالا رفتن اعداد و سرمست گشتن از ثروتی خیالی برای عام مردمی که هنوز نمیتوانند بگویند به دنبال رفاه هستند یا از روی عادت خوشحال شده اند .
حالا چیزهایی انبار کرده اند که به زودی باید در صف فروش به دنبال خریدار بگردند .
چون توان محاسبه ندارند نمیتوانند رکود را درک کنند . عواقبی که این رکود دارد بسیار زیان آور است . مثالی بیاورم که متوجه شوید . رشد کالایی سرمایه ای ۶۰٪ باشد ولی در دوره ای ۵ ساله رشدی ۲۰٪ داشته باشد و مجموع تورم این پنج سال برابر ۱۰۰٪ باشد آیا به نظر شما احتکار این کالا عاقلانه و هوشمندانه است ؟
این همان مشکلی است که فرهنگ اقتصادی عام مردم گرفتارش شده اند .
وقتی سرمایه گذاری توسط هر مبتدی انجام میشود و سیل نقدینگی از جایی به جای دیگر میرود افرادی فرصت طلب اقدام به عرضه ارزش بی ارزش میکنند .
امروزه روز که اعداد و ارقام کاهشی است کسی باور ندارد که رکودی بسیار طولانی گریبانگیر مشاغلی را بگیرد و باعث از دست رفتن فرصت های شغلی گردد .
دوران رکود برای سرمایه گذاران واقعی فرصتی طلایی است . رمز گشایی از این فرصتها میتواند بسیار لذت بخش باشد چون سرمایه گذار واقعی میداند چه میکند و مسیر خود را تاریک و ترسناک نمیبیند .
امیدوارم با کمترین لطمه به کارتان ادامه دهید و سرمایه گذاری هوشمند باشید نه عامه سفته باز کم سواد !

برچسب: نویسنده: آروین موسوی تاريخ: شنبه 24 آذر 1397 ساعت: 8:02

صفحه بندی